شناسنامه شیشه ای
فلک به مردم نادان دهد زمام مراد ... تو اهل فضلی و دانش همین گناهت بس
|
|
با نزدیک شدن به انتخابات مجلس هشتم و در کنار ابراز نگرانی اصلاح طلبان از روند نظارت استصوابی شورای نگهبان ،از طرف کسانی که در دوره های پیشین نظیر انتخابات مجلس هفتم و ریاست جمهوری نهم با برخوردهای سلیقه ایی و به دور از رعایت اصل بی طرفی داغ انتخابات سالم را بر دل عده کثیری باقی گذاشته اند حرف هایی شنیده میشود که این نگرانی ها را دو چندان میکند . از تریبون های رسمی و نیمه رسمی مطالبی را ایراد میکنند که در شان جایگاه سیاسی خود و ارتباط مستقیم حوزه فعالیتشان با انتخابات نیست و تنها به تخریب بیشتر وضعیت خود در میان افکار عمومی دست میزنند . باید متوجه این موضوع باشند که رای و اراده مردم بر ای مشروعیت نظام لازم است و جمهوریت را در برابر اسلامیت و اسلامیت را در برابر جمهوریت قراردادن به صلاح نیست. . متاسفانه در فضایی که جامعه امروز نیاز دارد با اطمینان خاطر و خیالی آسوده در انتخابات حاضر شود کسانی که سهم زیادی در این آرامش بخشی دارند در جمع اساتیدی که رفتارهای آنها در دوره های قبلی باعث ایجاد تنش ها و حساسیتهای فراوانی شده است بر رفتارها و رویکرد های قبلی آنها صحه گذاشته و نظارتی دقیق تر و محکم تر از پیش را طلب میکنند و اعلام میدارند "نمي توان اداره کشور و سرنوشت ملت را به هر فردي بدون در نظر گرفتن رفتار، اخلاق، عقايد، دانش و صلاحيت هاي او سپرد " .هر چند برنامه ریزی های وسیعی در همین راستا از سوی این شخصیت های برجسته صورت گرفته اما توصیه می کنیم و امیدواریم دوستان تمامی پل های پشت سر را تخریب ننمایند و اجازه دهند جمهوری اسلامی که امروزه جز نامی از آن در دسترس نیست مسیر طبیعی و قانونی خود را بپیماید مسیری که امام خمینی (ره) بر آن تاکید داشتند و حق تعیین سرنوشت را از حقوق اولیه هر ملتی میدانستند ومعتقد بودند "از حقوق اولیه هر ملتی است که باید سرنوشت و تعیین شکل و نوع حکومت خود را در دست داشته باشد " و در باره انتخابات آزادانه همواره اعلام میکردند "همانطور که بارها گفته ام مردم در انتخابات آزادند و احتیاجی به قیم ندارند و هیچ فرد و یا گروه و دسته ایی حق تحمیل فرد یا افرادی را به مردم ندارند " و "هیچ کس نباید توقع داشته باشد که دیگران اظهار نظر و اظهار وجود نکنند " واقعاْ باید پرسید هنگامی که در یک تریبون رسمی از خواب فرزندی که در آن مادرش او را به رای دادن به کاندیدای خاصی دعوت میکند حرف میزنند و مسیر این کاندیدا و هوادارانش را الهی ترسیم میکنند وفردای آن روز در محل کار خود ادامه نظارت ها را پیگیری میکنند نباید فاتحه انتخابات را خواند ؟ امید وارم وزارت کشور صندوق رایی را در آن جهان باقی دایر کنند که آن مادر عزیز و حامیان دیگر با وضعیت سهمیه بندی بنزین سختی و مشقت راه را متحمل نشوند و همان جا رای خود را به صندوق بیاندازند تا شاید آقایان کمتر بهرای آنها استناد کنند . نویسنده :
:سجاد | لینک ثابت | موضوع: |
متهم : ظالمان اتهام : ظلم و جور قاضی : مردم امروز شاهد توقیف مطبوعات و خبرگزاری هایی هستیم که به جرم دگر اندیشی و انتقاد از وضعیت موجود به راحتی از صحنه رسانه ایی کشور حذف میشوند و دردریای پر تلاطم سیاست و قدرت بنام دین و اسلام غرق می شوند . این در حالیست که دولت نهم با شعار عدالت خواهی و ظلم ستیزی و فراهم آوردن بستر مناسب برای آزادی عقیده و بیان پا به میدان گذاشت اما در عمل نه تنها این شعار تحقق نیافت بلکه هر روز وضعیت اسفبارتری گریبانگیر رسانه های منتقد میشود . روزنامه شرق که مدت کوتاهی از انتشار مجدد آن میگذشت به یکباره و کاملاً شک بر انگیز تنها به جرم چاپ مصاحبه ایی از کسی که گفته میشود دارای سوابق امنیتی و اخلاقی است توقیف شد و شورای نظارت بر مطبوعات وزارت فرهنگ و ارشاد که تا دیروز توقیفها را به بخش های قضایی مرتبط میدانست و خود را از هر گونه اتهامی مبرا میکرد مسبب این اتفاق تاسف بر انگیز است. اتفاقی که باعث میشود دهها خبرنگار آن هم در آستانه روز خبر نگار خانه نشین شوند و داغ نداشتن امنیت شغلی وکاریشان بار دیگر تازه شود و البته این بی عدالتی ظالمانه برگ دیگری را به پرونده نه چندان مطلوب دولت نهم اضافه می کند . می توان حدس زد که این اعمال حکایت از نگرانی های شدید در اردوگاه اصولگرایان در مورد انتخابات دوره هشتم مجلس شورای اسلامی است که با بی تبیری هایشان در اداره امور کشور بوجود آمده است اما جالب اینجاست که آنها نمیدانند چنین رفتارهایی چه باز خورد منفی ایی در جامعه خواهد داشت و در نهایت این مردم هستند که قضاوت خواهند کرد . مردمی که شاید حافظه تاریخی خوبی نداشته باشند ولی از قدرت تشخیص بالایی بر خوردارند که تاریخ نشان داده هر گاه وارد عمل شده اند بر خلاف مسیر پیش بینی شده قدرت های زورگو حرکت کرده اند . نویسنده :
:سجاد | لینک ثابت | موضوع: |
رفتند اهل صحبت می خواستم مطلبی در باره شرق و روز خبرنگار و تو قیف های اخیر بنویسم دیدم فعلاً همین که بگویم ...رفتند اهل صحبت و یاری پدید نیست وز کاروان رفته ، غباری پدید نیست از جام مانده نامی از می حکایتی میخانه ایی باده گساری پدید نیست ما بلبلان سوخته دل ، از نوای عشق بر بسته اییم لب ، که بهاری پدید نیستروشندلی نماند ، به ظلمت سرای خاک برگ گلی ، به سایه خاری پدید نیست سیل آشوب،روان گشت به کاشانه ما سوخت از آتش بیدادگری خانه ما آه از آن سود پرستان که ز بی انصافی طلب گنج نمایند ز ویرانه ما نارفیقان عوض مزد به ما زجر دهند گرچه خم گشت ز بار رفقا شانه ما دوست خون دل ماخوردبه جای می ناب در عوض زهر بلا ریخت به پیمانه ما در ره عشق وطن از سر جان خاسته ایم تا در این ره چه کند همت مردانه ما شرف خانه خود گر تو من حفظ کنیم نشود خانه بیگانه شرف خانه ما قدعلم کن به سرافرازی و مردی چون شیر ورنه عشرتکده خرس شود لانه ما ... کافیست .نویسنده :
:سجاد | لینک ثابت | موضوع: |
اجرای طرح ارتقای امنیت اجتماعی تشدید میشود نویسنده :
:سجاد | لینک ثابت | موضوع: |
آفتابه لگن هفت دست ولی حقوق شهروندی هیچی در شبهای گذشته در اخبارها و برنامه های مختلف سیمای جمهوری اسلامی تصاویر دردناکی را تجربه کردیم تصاویری که لحضاتی قبل از اعدام اراذل واوباش و اعترافات و گزارش هایی از قربانیان آنها را نشان می داد که مطمئناً عده کثیری را متاثر ساخت . این برنامه ها که بیشتر با هدف رسواسازی رسانه های منتقد داخلی و خارجی که به نوعی اعدام همزمان ۱۲ نفر از افراد دستگیر شده را نقص حقوق شهروندی در راستای القای حس رعب و وحشت در میان مردم جامعه میدانستند انجام گرفت و با زیر نویس جرم های سنگین هریک از مجرمان بر مشروعیت حکم صادره از سوی دادگاه تاکید میکرد ، ودر همین زمینه نیز ویژه برنامه ایی از شبکه ۳ سیما با نام کوله پشتی پخش شد که در آن سردار رادان به دور از هرگونه بی ادبی فرزاد حسنی مجری برنامه که عمدتاً طرح مسایل انتقادی را بی ادبی به ساحت مقدس مهمان برنامه میداند(هر چند در قسمت اول این برنامه انتقاداتی به مدت ۴ الی ۵ دقیقه از سوی مجری برنامه انجام شد ولی آنهم در شب بعد با پاسخ ۲۰ دقیقه ایی سردار روبرو شد وبه پایان رسید ) به بیان دیدگاه ها و ارائه آمارهای مختلفی از خرسندی مردم از همه طرح های نیروی انتظامی که همانند آمارهای اقتصادی دولت نهم باید بر صحت وسقم آن شک داشت پرداخت . در قسمتی از این برنامه بعد از پخش گزارشات تکان دهنده از اعمال مجرمین که دل هر بیننده ایی را به درد میآورد و تاثر عمیقی را ایجاد می کرد سردار رادان خطاب به کسانی که همواره از حقوق شهروندی دفاع میکنند اعلام کرد که "کسانی که بر این اراذل واوباش دل میسوزانند و از حقوق شهروندی حرف میزنند متوجه اعمال شیطانی آنها باشند " آری ، درست است جرم هایی که شما بر شمردید اعمالی شیطانی بوده و اگر یکی از خود ما و نزدیکانمان قربانی این حوادث باشیم بلا شک هرگز بر این اراذل و اوباش دل نمیسوزانیم اما نکته اینجاست که قانون از ما حمایت میکند اما از ما دستوری نمیگیرد، خشم و ناراحتی کسی که قربانی ماجرا بوده نباید تاثیری فراتر از قانون بر برسی ها و اجرای احکام قانونی داشته باشد و بنابراین نه قاضی مربوط با پرونده متهم و نه مجریان قانون نباید از روی احساسات خویش تصمیم بگیرند.باید یادآور این نکته بود که همان قانون و حقوق شهروندی که اجازه شکایت ، رسیدگی و مجازات را به مردم ، ضابطان قضایی و قاضی میدهدهمان قانون نیز حقوقی را برا ی متهمین و حتی مجرمین در نظر گرفته که در جای خود محفوظ است و رعایت آن در تمامی مراحل یاد شده ضروریست و و غلبه و تقدم هر گونه احساسی بر روند رسیدگی قانونی بی قانونی است و خود باعث هرج ومرج میشود . نمونه اخیر این بی قانونی را میتوان در پخش اعترافات هاله اسفندیاری و کیان تاجبخش از رسانه ملی جستجو کرد که بدون صادر شدن حکم دادگاه بر مجرمیت این افراد ( لازم به ذکر است تا زمانیکه رای دادگاه ائم از عمومی ، انقلاب و نظامی صادر نشده باشد فرد فقط مورد اتهام است و جرم او ثابت نشده است)انجام گرفت .هر چند نواقصی در قوانین جاری وجود دارد که باعث میشود بعضی به نحو احسن از آن استفاده کنند و شخصی چون قاضی مرتضوی که سردار رادان در برنامه کوله پشتی از ایشان تقدیر و تشکر کرد با پیدا کردن قوانین مورد نیاز دست بال سردار و مامورینش را برای کتک زدن متهمین در کوچه و خیابان و انداختن آفتابه به گردنشان باز میگذارد(با اینکه رادان استفاده آفتابه را خطای همکاران دانست اما به هر حال خود ایشان به عنوان فرمانده آنها مسئول این خطاست ) و مقاصدی که در رابطه با قتل زهرا کاظمی دنبال می کرد تا آن را سکته جلوه دهد اما افشاء گری محسن آرمین مانع تحقق این عمل غیر انسانی شد ومورد تایخی دیگر آن بستن فله ایی روزنامه های دوم خردادی بود که با قوانین مربوط به اراذل و اوباش صورت گرفت . به هر حال بر خلاف سردار رادان که از اعدام این ۱۲ نفر ابراز خوشحالی وشادمانی میکرد باید تاسف خورد که عوامل محیطی همچون فقر اعتیاد ون ابسامانی های جامعه کودکان معصوم و بی گناه دیروز را به شیاطینی تبدیل کرده است که حتی مجری قانون از بکار گیری قانون و حقوق شهروندی در مورد آنها اجتناب میکند. نویسنده :
:سجاد | لینک ثابت | موضوع: |
فرهنگ زوری زوری فرهنگی کار سهمیه بندی بنزین با تمامی مخالفت ها و موافقتها آغاز شد . کاری که اصلاح طلبان با شرایط و امکانات فعلی جامعه در چهره مخالفان این طرح ظاهر شدند و استدلالات مختلفی را بیان داشتند، اگر چه هدف ما برسی این دیدگاه ها و نظرات نیست اما میخواهیم به گوشه ایی از اهداف و آرمان های این طرح اشاره کنیم که این روزها بسیاری از موافقان این طرح آن را یکی از دستاوردهای بزرگ نظام اعلام میکنند و حداد عادل رییس قوه مقننه بیان می دارد که " مردم با خلوت شدن خیابانها کار آیی نظام را احساس کردند " . اینکه معضل ترافیک یکی از مشکلات و آسیبهای جامعه ما است ولطمات جبران نا پذیری از جهت روحی و روانی بر مردم وارد می سازد و در میزان بازدهی و شاخص های توسعه تاثیر عمیقی مگذارد امری بدیهی است و شکی در آن نیست و با توجه به اعداد و ارقام همه ما قبول داریم که در مصرف بنزین و نوع استفاده از اتومبیل تفاوت ها ی زیادی با کشور های توسعه یافته داریم وبارها در ترافیک های سنگین درون شهری انبوه اتومبیل های تک سرنشینی را مشاهده کرده اییم که یکی از عوامل همان ترافیک سنگین بوده اند ، اما سوال اینجاست که برای رفع این معضل چه کاری باید انجام داد ؟ و مردم چه سهمی در برابر حل آن دارند ؟وقتی حرف از مردم میزنیم خود به خود بحث فرهنگ وارد مبنای برنامه ریزی ها می شودو یکی از حوزه هایی که دخالت مستقیم در مرتفع کردن نابهنجاری های جامعه بر دوش آن است بحث فرهنگ سازی است . باید یاد و یاد گرفت و حساسیت ها را نسبت به این معضل بالا برد تا جایی که اگر فردی نیاز فوری به استفاده از اتومبیل خود برای انجام کاری نمیبیند به صورت خود جوش از آن استفاده نکند و خود را به الگوهای مورد نظر نزدیک کند ، باید زیر ساخت هایی محیا کرد که اگر به کسی یاد دادیم از وسایل نقلیه عمومی استفاده کناین وسایل را نیز عرضه کنیم و تنگنای دیگری به جزء ترافیک برایش درست نکنیم. اما آیا با سهمیه بندی و اینکه با توسل به زور بنزین را از دسترس او خارج کنیم به نفع جامعه است یا دست به عملی زده اییم که نظام را از چشم مردم میاندازد ؟! وقتی برای کارمند و کارگری که روزها به انجام کار در اداره جات و مکانهایی که اغلب نیز حقوق مکفی ندارند و شبها برای تامین معاش خانواده مسافر کشی میکند شرایطی را فراهم کنیم که با این قیمت های سر سام آور و تورم خانمان بر انداز از بر آورده کردن نیازهای خودش برنییاد آیا صحیح است که در هوای پاک نفس عمیق بکشیم و کارمان را ستایش کنیم و در برنامه های تلویزیونی خشم همان جنس از مردم را که بر اساس همان مشکلات و معضلات مبادرت به آتش زدن پمپ بنزین ها (البته انجام چنین کارهایی تایید نمی شود) می ورزند اراذل واوباش بنامیم ؟ آقای حداد عادل کار آمدی نظام را در خلوت شدن خیابانها میدانند اما از این نکته غافلند که چگونگی خلوت کردن خیابان مهم است اینکه بنزین را از دسترس جامعه دور کنیم در توان تمامی دولت ها و حکومت ها هست. بحث سهمیه بندی بنزین دقیقاً مشابه بحث طرح امنیت اجتماعی است که در هر دو فرهنگ زوری و زوری فرهنگی به چشم می خورد . نویسنده :
:سجاد | لینک ثابت | موضوع: |
کار ما "هست " شناسایی راز گل سرخ به نام خدا
با اینکه از رسوم وبلاگ نویسی است کوتاه بودن مطالب ، اما متاسفانه این بار به دلیل مهم بودن و گستردگی مطلب غفلت کردم که از دوستان عزیز عذر خواهی میکنم و دعوتتان میکنم به مطالعه این پست که بی مناسبت با ۱۴ خرداد روز رحلت بنیانگذار انقلاب اسلامی نیست وبا توجه به دیدگاههای مختلفی که پیرامون نقش، ابعاد شخصیتی و مسیر رهبری ایشان وجود دارد به صورت کلی نکاتی را بیان می نمایم که امیدوارم مورد توجه قرار گیرد .همچنین در پایان مطلب منتظر نظرات گران بهای شما خواهم بود . اولین نکته در حوزه نقد و در برخوردهایی که با افراد وسلایق مختلف داشته ام تردید نسبت به استفاده پیشوند امام برای آیت ا... خمینی بوده است . اینکه اساساً میتوانیم ایشان را با نام امام بشناسیم ؟ برخی با این نامگذاری مخالفند و این شأن را برای یک روحانی که در موضع قدرت ساکن است قائل نمیدانند ... ادامه مطلب نویسنده :
:سجاد | لینک ثابت | موضوع: |
قصه های ما با امریکا مذاکره با امریکا انجام شد این مذاکره که مسئولان بیشتر علاقه دارند از آن به گفتگو نام برده شود تا مذاکره به این دلیل که این واژه بر خلاف ارزشها و معیارهایی است که قبلاً توسط خیلی ها بیان میشد و خوب ماهم بنا به خواست مسئولین عزیز و تاج سر در این مطلب از واژه گفتگو استفاده میکنیم هر چند تفاوتی بین این دو نمیبینیم گفتگوی ما با امریکا درباره چه بود ؟ مقام معظم رهبری در سخرانی اخیرشان به این نکته اشاره داشتند که در گفتگو با امریکا تنها به مسایل عراق پرداخته خواهد شد وفراتر از ان را جایز نخواهیم دانست و بیخود خیلی ها دلشان را صابون نزنند و.... سوالی که ذهنم را مشغول کرده این است که آیا اگر ما در این گفتگوها خبری از دیپلماتهای بازداشت شده بگیریم جایز نیست و شرعاً مرتکب گناهی عظیم خواهیم شد ؟ اگر در مورد انرژیه هسته ایی حق مسلم ماست که همه جا آن را عنوان کرده اییم و ترسی نداشته اییم در گفتگو ها حرف بزنیم ارزشها را زیر سوال خواهیم برد ؟ چرا فقط در مورد عراق ؟چون انان ملتی مسلمان هستند و ما باید در مسیر رفع مشکلاتشان گام برداریم ؟ اگر عراق مسلمان است ما هم هستیم اگر نیمی از آنها شیعه هستند ما اکثرییتمان پس چرا برای آنها گام برداشتن جایز است اما برای ما نیست ؟! هر چند که این برای جماعت عوام الله گفته میشود وخواص میدانند که همچین اینطوریها هم نیست و حالا که جریان این گفتگوها رسانه ایی شده به این حرفها پناه برده اند در مورد طرح این مسایل بعدها وضع کنندگان آن به مشکل بر خواهند خورد و مانند قضیه قبض های اب برق تلفن که مجانی بودن ان را تبلیغ میکردند و حالا کنتورهای ۳زمانه نصب میکنند آن را خواهند پیچاند و البته ما اینهارا گفتیم که فردا نگویید نگفتیم . نویسنده :
:سجاد | لینک ثابت | موضوع: |
من نمیدانم،پس هستم
روزهای زیادی بود که جملهی مشهور و کذایی قبل از«هستم»، ذهنی را که تازه داشتم به فلسفهگریزی عادتش می دادم، مشغول کرده بود. این راه را تا انتهای جادهای که به دیدن وفکرکردن و شنیدن ختم میشد، آهسته، بارها و بارها طی کرده بودم ... ولی مثل همیشه، مثل همیشه چیزی کم بود برای فهمیدن؛ برای خوب فهمیدن! دیدن کم بود برای بودنم؛ و شنیدن و حتّی فکر کردن! روزهای امتحان، وقتی معلم پاسخ مسأله را می نوشت روی تخته سیاه، گویی همه چیز تمام می شد ـ همهی التهاب ها، همهی شلوغی ها. همه ساکت می شدند و برای لحظهای در سکوت به راهِ حل خیره میماندند. همان روزها بود که برای فهمیدن مرگ با خودم گفتم: مرگ مثل لحظه فهمیدن جواب مساله است. لحظهای که میدانی؛ لحظه ای که میفهمی. و دیگر جای تو بین آنهایی که برای فهمیدن دست و پا میزنند نیست... به همین سادگی. تا وقتی نمی دانیم هستیم، وجود داریم برای خوب دیدن؛ برای خوب فکر کردن؛ برای خوب شنیدن؛ وبرای خوب فهمیدن.... واین فهمیدن گاهِ اتفاق، انتهای مقصدی است که این التهاب شک برانگیز وجود را تسکین میدهد. من نمی دانم پس هستم ـ به همین سادگی! نویسنده :
:هادی | لینک ثابت | موضوع: |
|
|